X
تبلیغات
معماری های مدرن جهان

هفتمین جایزه بنیاد معماری میرمیران برگزار می‌شود

بنیاد معماری میرمیران در ادامه برگزاری مسابقات سالانه معماری، این بار موضوع «معماری فردا» را برای هفتمین دوره انتخاب کرده است.

 

به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در حالی که بنیاد معماری میرمیران طی سال‌های گذشته به تاثیر عناصر طبیعت (پنج اصل نور، گیاه،‌ آب، خاک و باد) در شکل‌گیری فضای معماری پرداخته است، در سال جاری نیز با توجه به تداوم مسایل زیست‌محطی و پایداری در جهان از یک طرف و گسترش سریع تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات از سوی دیگر، موضوع «معماری فردا» را با سه رویکرد مهم در قالب یک مسابقه بین‌المللی برگزار خواهد کرد.

این مسابقه شامل «معماری فردا» با رویکرد مسکن شهری، تکنولوژی نوین و فضای عمومی شهر می‌شود.

در بخش رویکرد «مسکن» معماری فردا باید پاسخگوی درست سکونتگاه‌های آینده باشد.

از این رو توجه به این نکته که در جهان امروز با تمام پیشرفت‌های حاصل شده در زمینه‌های علم و تکنولوژی و مصالح هنوز مشکل مسکن در بسیاری از جوامع بشری حل نشده و سکونت‌گاه‌های موجود نیز در پاره‌ای از مواقع بدون توجه به مسایلی همچون حفظ محیط زیست و استفاده صحیح از منابع به ناپایداری توسعه شهری و افزایش بی‌رویه انرژی کمک کرده‌اند، مورد نظر است.

اما در رویکرد «تکنولوژی »، این مقوله به مثابه بخش تفکیک‌ناپذیر طراحی معماری می‌تواند برای ساختن آینده‌ای بهتر به نحو موثری به انسان کمک کند و در حل مشکلات معماری و شهر نیز در خدمت انسان امروز و جامعه فردا قرار گیرد و از این جهت پاسخگوی درست معماری آینده باشد.

سومین بخش از این مسابقه نیز به رویکرد «شهری» اختصاص دارد، به طوری که فضای عمومی شهر در قرن بیست و یکم به مثابه عنصر عمده شهری بر مبنای اوقات فراغت شهروندان،‌ آمیخته شدن فضای کار و زندگی و تعاملات اجتماعی، برنامه‌ریزی و طراحی می‌شود که با مفهوم گذشته آن در شهر صنعتی متفاوت است، لذا در فضای عمومی شهر و معماری شکل‌دهنده به آن فضا باید پاسخگوی مناسبی به نوع عملکرد قرن بیست و یکمی آن باشد.

به گزارش ایسنا،‌علاقه‌مندان برای ثبت نام در هفتمین دوره از این مسابقه و دریافت لیست مدارک مورد نیاز و نحوه ارائه آن می‌توانند به پست الکترونیکی بنیاد معماری میرمیران به نشانی info@mirmiran-arch.org مراجعه کنند.

لیست نهایی هیات داوران و مبالغ این جایزه و زمان برگزاری آن متعاقبا اعلام خواهد شد.


معماری هایتک و اکوتک

در سال 1971، دو معمار جوان ایتالیایی تبار به نام‌های ریچارد راجرز ساكن انگلستان و رنزوپیانو ساكن ایتالیا، در مسابقه طرح ساختمان مركز ژرژپمپیدو در پاریس در بین 681 شركت كننده برنده اعلام شدند. نمای این ساختمان را مجموعه‌ای از دودكش‌ها، آبگردان‌ها، لوله‌های تأسیساتی و ستون‌ها، تیرها، بادبندها، راه پله‌ها و مسیرهای رفت‌ و آمد تشكیل می‌داد. این معماران آغازگر سبكی در اروپا بودند كه به نام‌های ـ تك یا تكنولوژی بسیار پیشرفته معروف گردید. در معماری مطرح شد.


 

معماران این سبك تكنولوژی را دستاورد بزرگ مدرنیته و مهم‌ترین عامل توسعه و پیشرفت در قرن بیستم می‌دانند. از نظر آنها، عصاره و مشخصه هر عصر در معماری آن دوره شكل كالبدی یافته است. به عنوان نمونه، معابد یونان باستان با آن نظم و تناسبات كامل هندسی، تبلور ذهنیت كمال گرای یونانیان باستان استو بناهای عظیم روم باستان، نمایش قدرت امپراتوری و حكومت سزارها می‌باشد و بالاخره كلیساهای سر به فلك كشیده گوتیك نمایش دهده قدرت كلیسا و ذهنیت قرون وسطا است. به همین ترتیب، ساختمان‌های امروز می باید نمایش دهنده عصارة فكری و تكنیكی عصر حاضر یعنی تكنولوژی باشد. نظریات و مبانی معماری مدرن و های ـ تك در اصول، بسیار به یكدیگر نزدیك است و می‌توان گفت كه معماری‌های ـ تك فرزند خلف معماری مدرن است. ولی از نظر شكلی تفاوت‌های بین این دو مكتب معماری مشاهده می‌شود. به طور كلی می‌توان بیان كرد كه ‌آن سادگی و بی‌پیرایگی كه در معماری مدرن وجود دارد در های ـ تك ملاحظه نمی‌شود واگر معماران مدرن در طرح‌های خود ماشین را به نمایش می‌گذارند، معماران های ـ تك داخل ماشیین و اجزاء آن را نشان می‌دهند. ریچارد راجرز در مصاحبه خود با تلویزیون بی بی سی این عقیده را چنین بیان می‌كند:

«ایده‌هایی كه معماری می‌كنیم، از خیلی لحاظ ریشه در باورهای ما دارد و به این ربط پیدا می‌كند كه ما ساختمان را مثل یك كتاب بخوانیم. برای اینكه ساختمانی خوانا باشد، باید جریان ساختن آن قابل روئیت باشد. این شیوه‌ای است كه ما معماری می‌كنیم و احساس ما این است كه این كار در گذشته هم انجام می شده است این موضوع اصلاً تازگی ندارد، كلیساهای عظیم گوتیك مثالی بسیار روشن است. زمانی كه آب از درون ناودان شرشر كنان تخلیه می‌شود، خیلی هیجان انگیز است. این بسیار روشن و خیلی خوانا است. این نوع معماری مورد علاقه من است.

علم همه ما را به هیجان می‌آورد. ما معماران عقیده داریم كه قرن حاضر قرن علم است، فیلسوفان نیز همین عقیده را دارند. منظورم از علم خیلی كلی است. ما شاهد انقلابات شگفت آوری در علم بوده‌ایم و عقیده داریم كه علم و تحقیق عملی ما را با اخنگ معماری بهتر آشنا می‌كند و این مورد علاقه ما است كه می‌توان به شكلی مفاهیم علمی را با تعبیر شاعرانه‌ای طرح و تبیین كرد».

راجرز می‌گوید:«همانند كلیساهای گوتیگ، ما ساختار را نمایان می‌كنیم».

و در جایی دیگر می‌نویسد:« تكنولوژی به ما كنترل بیشتری عرضه می‌كند و نه كمتر. ساختمان‌های آینده بیشتر شبیه روبات خواهند بود تا معبد. مانند آفتاب پرست، آنها خود را با محیط پیرامون تطبیق می‌دهند«. شاید بتوان زیر بنای فكری این سبك را در جمله راجرز خلاصه كرد كه می گوید در عصر مُدرن باید در ساختمان‌های مدرن زندگی كرد.

برج ایفل در نمایشگاه 1889 پاریس ساختمان ایده‌آل و آرمانی معماران های ـ تك است. برج ایفل با 330 متر ارتفاع و اسكلت فلزی نمایان، نمادی از دستاوردهای تكنولوژی در عصر مدرن است.

اصول فكری و طراحی این سبك را میتوان در ده مورد ذیل خلاصه كرد:

1. بینش پوزیتیویسم و خوشبینی به علم و پیشرفت علمی و تكنیكی؛

2. نمایش تكنولوژی به عنوان عصاره و دستاورد عصر جدید؛

3. نمایش پروسة ساخت؛

4. شفاف نمودن، لایه لایه كردن و نمایش حركت در ساختمان؛

5. نمایش ساختار و اجزاء درون بنا در نمای ساختمان؛

6. استفاده از رنگ‌های روشن وساده؛

7. سازه و ساختار به عنوان تزئینات؛

8. استفاده از اجزاء كششی سبك؛

9. جدا كردن بخش‌های سرویس دهنده از قسمت‌های سرویس شونده؛

10. طراحی بام ساختمان به عنوان نمای پنجم ساختمان.

موضوعی كه لویی كان در دهة شصت عنوان كرد (بخش‌های سرویس دهنده ـ قسمت‌های خدماتی ـ از بخش‌های سرویس شونده ـ قسمت‌های سكونتی ـ مجزا شوند) هم اكنون یكی از موارد بسیار مهم در ساختمان‌های های ـ تك است.

لذا داكت‌ها، لوله‌ها و اجزاء تأسیساتی ساختمان و به عنوان راه پله ‌ها از بدنه اصلی ساختمان جدا می‌شوند. حسن این كار ـ بنا به نظر معماران های ـ تك سهولت تعمیر و نگهداری ساختمان است. به علاوه قسمت‌های سرویس دهنده كه عمر نسبتاً كوتاهی دارند (یك الی بیست سال) از قسمت‌های سرویس شونده كه عمر طولانی تری دارند(بیست الی هفتاد سال) به صورت دو قسمت مجزا از هم عمل می‌كنند.

در اكثر ساختمان‌ها، بام ساختمان به عنوان سطح پنهان و فراموش شده ساختمان فرض می‌شود، ولی در ساختمان‌های های ـ تك ، بام سطح پنجم بنا است و كاملا طراحی می‌شود. بخش‌هایی همچون برج های خنك كننده، آبگردان‌ها، پمپ‌های حرارتی، داكت‌ها، لوله‌های تأسیساتی، خرپاها، كابل‌های سازه‌ای و همچنین جرثقیل پاك كردن شیشه‌ها و خرپشتته‌ها، همواره به عنوان بخش مهمی از ساختمان در روی بام طراحی می‌شوند. طرح این بخش‌ها با توجه به چهارنمای دیگر انجام می‌شود و در معرض دید قرار می‌گیرد.

از دیگر معماران معروف این سبك می‌توان از نورمن فاستر، مایكل هاپكینز نیكولاس گریمشاو و سانتیاگو كالا تراوا نام برد.

بر خلاف تصور عمومی، معماران های ـ تك به تاریخ علاقه‌مند هستند و خود را جدای از آن نمی‌دانند. ولی برداشت و نگرش آنها نسبت به تاریخ به كلی متفاوت از دیدگاه معماران پست مدرن از تاریخ است. ریچارد راجرز به عنوان نظریه پرداز اصلی سبك‌ های ‌ـ تك معتقد است كه « ساختمان‌های عصر رنسانس در فلورانس شباهتی به بافت مجاور خود و معماری گوتیك قرون وسطا نداشتند، بلكه این معماری جلوه‌ای از تبلور عصر جدید را نوید می‌داد».

راجرز معتقد است كه « هر بنایی باید نمایانگر زمان خود باشد». به نظر وی در عصر تكنولو ژی نمی‌توان در خانه‌های یونان باستان و یا قصرهای امپراتوری روم باستان زندگی كرد.

راجرز در نقد معماری پست مدرن می‌نویسد:« كسی نمی‌تواند معماری را با نماد قرار دادن درخت نخل، تخم‌مرغ، پرندگان، و نظام هندسی معیوب شده یونانی و رومی كه از مبلمان فروشی‌های چیپندیل خریداری شده، توسعه دهد. تمامی این موارد از خاستگاه و زمینه سیاسی،اجتماعی و تكنیكی خود مجزا شده‌اند».

نكته جالب توجه این كه در حال حاضر مرتفع‌ترین ساختمان و بزرگ‌ترین فودگاه جهان توسط یكی از شاخص ترین معماران این سبك یعنی نورمن فاستر طراحی شده است. برج هزارة توكیو و فرودگاه جدید هنگ‌کنگ.

امورزه درك کارهای این معماران ملاحظه می شود كه با استفاده از تكنولوژی ، سعی درا ستفاده حداكثر از عوامل طبیعی هنچون آفتاب ، باد ، آب‌های زیرزمینی و گیاهان برای تنظیم شرایط محیطی ساختمان دارند. لذا در معماری جدید آنها كه به نام اكو ـ تك (اكولوژی + تكنولوژی) خوانده می‌وشد ، تكنولوژی در مقابل طبیعت قرار ندارد ، بلكه در كنار و به موازت طبیعت برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از امكانات محیطی و تأمین آسایش انسان جای دارد.

در كارهای اخیر معماران این سبك ، همواره در كنار عكس‌های زیبای ساختمان‌های آنها ، مقطعی از بنا وجود دارد كه در ان نحوه استفاده از عوامل اقلیمی با كمك تجهیزاتی همچونه دودكش‌های هوا ، اینه‌های منعكس‌كننده پوسته‌های هوشمند ، گلخانه‌ها ، پله‌ها‌ی شیشه‌ای و تبادل‌كننده‌های حرارتی نشان داده شده اس. شكل خود ساختمان در مقطع نیز با توجه به زاویه تابش آفتاب وسرعت و جهت باد ر فصول مختلف سال طراحی شده است.

معماران‌های ـ تك از پوسته ساختمان به عنوان پوست دوم نام می‌برند. منظور از پوست اول ، پوست بدن انسان است. در كارخهای نورمن فاستر و رنزو پیانو پوست دوم همچون پوست اول به صورت هوشمند طراحی شده است.

همچنان كه پوست انسان در مقابل سرما ، گرمای ، رطوبت و كوران هوا را از خود عكس‌العمل نشان می‌دهد ، پوسته بعضی از ساختمان‌های این دو معمار نیز در فصل‌ها مختلف عكس‌العمل مناسب در مقابل شرایط محیطی از خود نشان می‌دهند. با استفاده از شیشه‌های دو جداره ، كركره‌ها و عایق‌های‌ حراتری متحرك ، مواردی همچون میزان تابش آفتاب ، سایه ، كوران هوا و پرت حرارتی در طی روز و شب و در طی فصل‌های سرد وگرم سال توسط یك سیستم كامپیوتری كنترل می‌شود.

راجرز از این ساختمان‌ها به عنوان آفتاب پرست نام می‌بارد. موجودی كه خود را با شرایط مختلف محیطی تطبیق می‌ده. راجرز در مورد ساختمان‌های آینده چنین می‌نویسد:

«جهت برآورده نمودن احتیاجات ساكنان بنا و حداكثر استفاده بهینه از انرژی ، بهترین ساختمان‌های آینده به صورت پویایی با اقلیم مجاور خود ارتباط پیدا می‌كنند...

در معماری میكروالكترون‌های پنهان از چشم وبیوتكنولوژی جایگزین سیستم‌های مكانیكی خواهند شد....

ساختمان‌ها ، شهر و اهالی آن همانند یك سیستم ارگانیك جداناپذیر ، در زیر چارچوب متحرك و متحول كه كاملاً دقیق و به اندازه طراحی شده قرار می‌گیرد.به جای تیرها ، ستون‌ها وپانل‌ها و سایر المان‌های سازه‌ای ، یك پوسته ممتد و به هم پیوسته جایگزین خواهد دش. این روبات‌های متحرك ، با استفاده از سیستم‌های التونیك و بیوتكنولوژی ، بسیاری از خصوصیات ارگانیسم‌های زنده را خواهد داشت...

در مورد سازه‌های معماری ، سیستم‌های انعكاسی با استفاده از دستگاه عصبی الكترونیك ، تغییرات محیطی را احساس خواهند كرد و همانند ماهیچه‌های بدن با منقبض و منبسط كردن خود، بار و نیروهای وارده را به قسمت‌های مختلف كالبند بنا منتقل می‌كنند.

امروزه خلبان‌های اتوماتیك می‌توانند تمام قسمت‌های مختلف هواپیما را به صورت بسیار دقیق و با عكس‌العملی در ظرف چند صدم ثانیه كنترل كنند. این خلبانان الكترونیك با توجه به شرایط دائماً متغیر خارج وداخل هواپیما ، مستمراً شرایط ایده‌آل پرواز هواپیما و آسایش مسافران را فراهم می‌كند. آینده فرا رسیده شاید نام اركانی ـ ك به معنای ارگانیسم و تكنولوژی ، نام مناسبی برای این سبك در اینده باشد.


تأثیر مواد و مصالح بر فرم معماری

تأثیر مواد و مصالح بر فرم معماری

 

تأثیر مواد و مصالح بر فرم معماری

ویژگی¬های ذاتی مواد و مصالح و نیز شیوه بکارگیری آنها، نقش تعیین¬کننده¬ای در تعریف فرم و فضای معماری دارند، چنان¬که می¬توان گفت: در شکل¬گیری مکان، فرم¬ها بوسیله مواد و مصالح نقش خود را ایفا می¬کنند. سابقاً تا زمانی كه تكنیك مدرن همه چیز را ممكن نساخته بود، این مصالح و مواد بودند كه فرم را مشخص می‌كردند و به فضای معماری شكل می‌دادند. در همین زمینه اگوست پره چنین گفته است: با جلال و شکوه راستی است که بنا زیبایی را بدست می¬آورد. در اینجا منظور وی از راستی یا صداقت، تعریف فرم بر پایه مواد و مصالح و استفاده مناسب از آنها در امر ساخت¬وساز است.
هر ماده دربردارنده توان بالقوه ساختاری خاص خود است و از نظر فرم¬پذیری خواص ویژه‌ای دارد. این بدان معنی است كه هر ماده‌ای فرم خاص خود را می‌طلبد و برخی فرم¬های حجمی و فضایی خاص را مطرح می¬سازد و بدین ترتیب صورت فضای معماری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، فرم یك گشودگی در یك دیوار تابع مصالح دیوار نیز می‌باشد: گشودگی در یك دیوار آجری احتیاج به قوس دارد، در حالی كه در دیواری از فولاد و شیشه، گشودگی زاویه‌دار مناسب‌تر به نظر می‌رسد. به دلیل همین تأثیر مصالح بر فرم است كه مشكل می‌توان برج ایفل را از آجر و یا كلیسای رونشان را از فولاد و شیشه تصور كرد.
ساختمان‌های آجری انستیتوی مدیریت هندوستان در احمدآباد كه توسط لویی كان ساخته شده است، از بهترین نمونه‌های تأثیرپذیری فرم از مصالح در معماری می‌باشد. در این بنا، قوس به صورت فرم و عنصر غالب در تمام فضاها به چشم می‌خورد، چون قوس فرمی است كه بیشترین همخوانی را با این نوع مصالح دارد.



به عنوان یك نمونه دیگر از تأثیر مصالح بر فرم فضا، می‌توان به علت شكل‌گیری انواع بسیاری از طاق‌های قوسی¬شكل و گنبد كه دو عنصر بسیار مهم در فضاهای معماری ایرانی محسوب می‌شوند، اشاره كرد. این فرم‌ها در اصل به سبب نوع ماده و جنس مصالح ساختمانی در دسترس ابداع شدند، زیرا در نواحی مركزی ایران كه چوب و سنگ به اندازه كافی برای ساختن بنا وجود نداشت، به ناچار از خشت و آجر استفاده می‌كردند و از آنجا كه با این مصالح نمی‌توانستند درگاه‌ها و سقف‌ها را بصورت مسطح بسازند، ناچار شدند دهانه درگاه‌ها و سقف فضاها را با طاق‌های قوسی شكل بپوشانند. برای فضاهای بسیار وسیع نیز از پوشش‌های گنبدی شكل استفاده كردند تا بتوانند فضایی وسیع را بدون ستون بپوشانند. نكته جالب اینكه انواع طاق‌های قوسی شكل و گنبدها در نواحی واقع در حاشیه دریای خزر كه در گذشته در آنجا چوب به فراوانی در دسترس بود، مورد استفاده قرار نگرفتند. این امر خود دلیلی بر این مدعاست كه ابداع این فرم‌ها وابسته به جنس مصالح خاك، خشت و آجر بوده است.

 

مصالح و معماری 

مصالح و معماری 

 

علائمی كه از خانه­های اولیه انسان به دست ما رسیده‌اند و نیز طرح­هایی كه برای ساختن فضای پذیرای انسان فعال در زمینه‌های گوناگون (از کارخانه تا بیمارستان، از کتابخانه تا تماشاخانه و ...) به دست ما می‌رسند، نشان­دهنده آن‌اند كه انسان برای تحقق بخشیدن به فضایی كه بدان نیاز دارد، ناچار به تغییر شكل، تغییر مكان و تركیب كردن ماده است. در ساده­ترین شکل خانه­سازی، انسان نیازمند به سرپناه، حجم بزرگ و بی­شکل زمین را به تناسب اندازه­های خویش می­کاود و مواد زاید کاویده­شده را دور می­ریزد؛ و برعکس هنگامی که می­خواهد روی زمین مسطح سرپناهی را بنا کند، ناچار است با استفاده از مصالح برکنده از جاهای مختلف، سکونت­گاه خود را شکل دهد. به بیان بهتر، تركیب مواد و مصالح ساختمانی عملی است به منظور آفریدن حجمی پایدار كه بتوان در درونش زیست.

موضوع اصلی کار معماران، در راه تولید معماری، شکل دادن به ماده­ای است که از ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاصی برخوردار می­باشد. ماده همراه با اندیشه­ای که به آن شکل می­دهد، سنگ پایه برای آفرینش فضای معماری محسوب می­شود و نخستین وسیله شکل­دهنده یا عینیت بخشیدن به ایده­ای است که به قلمرو هنر تعلق دارد. مصالح گوشت و پوست و استخوان معماری به شمار می­آیند و در میان عناصر مختلفی که به معماری موجودیت می­دهند، از اهمیت خاصی برخوردار هستند.

اگرچه در میان بسیاری از آموزگاران معماری، گرایشی گسترده و شایع وجود دارد که مصالح و جزئیات را در فرایند ایده­پردازی معماری عاملی اساسی نمی­پندارند و با اینکه حتی برخی از معماران سرشناس همچون رودلف شیندلر و لوکوربوزیه که بواسطه آثار برجسته خود به اشتهار رسیدند، در پرداختن به مصالح و جزئیات معماری بسیار ضعیف بودند، اما با این حال حقیقت این است که کاربرد شایسته مصالح وجه تمایز پروژه بادوام و ماندگار از پروژه بی­دوام و کم­عمر می­باشد. تدبیر و اهتمام به انتخاب مصالح و کاربرد مناسب آنها موضوعاتی هستند که در موفقیت پروژه اهمیت فراوانی دارند. کاربرد مصالح مناسب، یک ساختمان واقعی را از یک طرح نمایشی متمایز می­کند. از این­رو کاربرد و انتخاب مناسب مصالح در طول اعصار دل­مشغولی معماران بوده و نحوه کاربرد و نسبت تأکید بر آنها، معماران و معماری­های مختلف را از هم متمایز کرده است. فرانک لویدرایت و آلوار آلتو نمونه­های خوبی از معمارانی هستند که کیفیت کاربرد مصالح در پروژه را تقریباً به حد کمال خود می­رساندند.

برای پیمانکاران، آشنایی با ظرفیت فیزیکی و اقتصادی مواد و مصالح در امر ساخت­وساز کافی است، ولی چنین عملکردی برای معماران رضایت­بخش نیست. معماران برای اینکه در انتخاب مواد و مصالح دست به گزینشی مدبرانه بزنند، باید آنها را با حساسیت و دقت زیاد مدنظر قرار دهند. آنان نخست باید از خود بپرسند، این مواد قرار است چه بشوند. برای این کار شخص باید ویژگی­های ذاتی مواد و مصالح از قبیل طرح ساختاری و فرم و بافت آنها را فرا گیرد و بشناسد. این ویژگی­ها هم به معمار تحمیل می­شوند و هم در عین حال معیار و نظم دهنده­ای برای طراحی فضا، نور و مکان محسوب می­گردند.

وقتی با دستان خود فضا را لمس می­کنیم و یا با چشمانمان به آن می­نگریم، فضا خود را شکننده یا مقاوم، نرم یا سخت و سرد یا معتدل نشان می­دهد. بنابراین تصور اینکه مواد و مصالح کم­وبیش خنثی بوده یا کالبدهایی بی­جنبش­اند که منتظر تخیل و بکارگیری ما می­باشند، تصور چندان درستی نیست. مواد نیز گرایش یا به عبارتی روح خاص خود را دارند. به عبارت دیگر مواد و مصالح دارای بار معانی نمادین نیز هستند. آنها می­توانند ثروت را القاء کنند یا تنگدستی را، زودگذر بودن را یا طولانی بودن را و خصوصی یا عمومی و سرانجام صنعتی یا پیشه­ورانه بودن را. بدین ترتیب مصالح ساختمانی بالقوه در بردارنده مفهوم­اند. بررسی نمودهای ذهنی یا فردی ناشی از مصالحی چون سنگ، سیمان، چوب، آهن یا پارچه نشان از آن دارد که این دلالت­های مفهومی با فرهنگ و فناوری تکامل یافته­اند.

چهل­پنجاه سال پیش دامنه انتخاب مصالح معماران در کشورهای پیشرفته به بیش از یک­صد نوع نمی­رسید، در حالی که در زمان حاضر معماران باید مصالح مورد نظر خود را از میان یک میلیون ماده مختلف انتخاب کنند. همین امر انتخاب و کاربرد مناسب مصالح را با دشواری­های زیادی روبه­رو می­کند، زیرا هرچه تعداد مصالح بیشتر باشد، فرایند انتخاب آنها پیچیده­تر و بالطبع هزینه اولیه گزاف­تر خواهد بود.

در کاربرد مصالح، همیشه باید کشوری را که در آن معمار به تجربه می­پردازد، فناوری ساختمانی آن کشور و معیارهایی را که مردم آنجا به کار می بندند، در نظر داشت. این واقعیت که معماران در کشورهای جهان سوم یا در کشورهای کمتر توسعه یافته به مصالح بسیار معدودی دسترسی دارند، تفاوت­های زیاد میان این دو دسته را مبرهن می­سازد. با چنین نگرشی تنها در صورتی می­توان از معماری در مقیاسی جهانی سخن به میان آورد که تمام گونه­ها، اجزاء و تعداد و شیوه­های کاربرد مصالح مدنظر قرار گیرند. بنابراین شاید در تصمیم­گیری درباره قیاس، تمایز و استنتاج­های عمومی در مورد معماری­های مختلف ـ ورای کیفیت­های عام فضایی و موضوعات کلی سازه و ریتم ـ فناوری ساختمان و مصالح عاملی اساسی به حساب می­آیند.

ویژگی­های ذاتی مواد و مصالح و نیز شیوه بکارگیری آنها، نقش تعیین­کننده­ای در تعریف فرم و فضای معماری دارند، چنان­که می­توان گفت: در شکل­گیری مکان، فرم­ها بوسیله مواد و مصالح نقش خود را ایفا می­کنند. سابقاً تا زمانی كه تكنیك مدرن همه چیز را ممكن نساخته بود، این مصالح و مواد بودند كه فرم را مشخص می‌كردند و به فضای معماری شكل می‌دادند. در همین زمینه اگوست پره چنین گفته است: با جلال و شکوه راستی است که بنا زیبایی را بدست می­آورد. در اینجا منظور وی از راستی یا صداقت، تعریف فرم بر پایه مواد و مصالح و استفاده مناسب از آنها در امر ساخت­وساز است.

هر ماده دربردارنده توان بالقوه ساختاری خاص خود است و از نظر فرم­پذیری خواص ویژه‌ای دارد. این بدان معنی است كه هر ماده‌ای فرم خاص خود را می‌طلبد و برخی فرم­های حجمی و فضایی خاص را مطرح می­سازد و بدین ترتیب صورت فضای معماری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، فرم یك گشودگی در یك دیوار تابع مصالح دیوار نیز می‌باشد: گشودگی در یك دیوار آجری احتیاج به قوس دارد، در حالی كه در دیواری از فولاد و شیشه، گشودگی زاویه‌دار مناسب‌تر به نظر می‌رسد. به دلیل همین تأثیر مصالح بر فرم است كه مشكل می‌توان برج ایفل را از آجر و یا كلیسای رونشان را از فولاد و شیشه تصور كرد.

ساختمان‌های آجری انستیتوی مدیریت هندوستان در احمدآباد كه توسط لویی كان ساخته شده است، از بهترین نمونه‌های تأثیرپذیری فرم از مصالح در معماری می‌باشد. در این بنا، قوس به صورت فرم و عنصر غالب در تمام فضاها به چشم می‌خورد، چون قوس فرمی است كه بیشترین همخوانی را با این نوع مصالح دارد.

به عنوان یك نمونه دیگر از تأثیر مصالح بر فرم فضا، می‌توان به علت شكل‌گیری انواع بسیاری از طاق‌های قوسی­شكل و گنبد كه دو عنصر بسیار مهم در فضاهای معماری ایرانی محسوب می‌شوند، اشاره كرد. این فرم‌ها در اصل به سبب نوع ماده و جنس مصالح ساختمانی در دسترس ابداع شدند، زیرا در نواحی مركزی ایران كه چوب و سنگ به اندازه كافی برای ساختن بنا وجود نداشت، به ناچار از خشت و آجر استفاده می‌كردند و از آنجا كه با این مصالح نمی‌توانستند درگاه‌ها و سقف‌ها را بصورت مسطح بسازند، ناچار شدند دهانه درگاه‌ها و سقف فضاها را با طاق‌های قوسی شكل بپوشانند. برای فضاهای بسیار وسیع نیز از پوشش‌های گنبدی شكل استفاده كردند تا بتوانند فضایی وسیع را بدون ستون بپوشانند. نكته جالب اینكه انواع طاق‌های قوسی شكل و گنبدها در نواحی واقع در حاشیه دریای خزر كه در گذشته در آنجا چوب به فراوانی در دسترس بود، مورد استفاده قرار نگرفتند. این امر خود دلیلی بر این مدعاست كه ابداع این فرم‌ها وابسته به جنس مصالح خاك، خشت و آجر بوده است.

بطور کلی انواع مختلف مواد و مصالح مورد استفاده در معماری را از نظر مقیاس و نحوه کاربرد در ساختمان، می­توان به دو دسته تقسیم نمود:

1. مصالح مورد استفاده در مقیاس کلان (بزرگ) معماری که ممکن است بر نظام سازه­ای و سامان­دهی عملکردی بنا تأثیرگذار باشند.

2. مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد (کوچک) معماری که ممکن است بر جزئیات معماری و بافت­های داخلی و خارجی تأثیر بگذارند.

این دو دسته که به ترتیب ابعاد ساختاری و زیبایی­شناختی کاربرد مصالح در معماری را تشکیل می­دهند، پیامدهایی را برای موضوعات عام معماری به دنبال دارند: مصالح دسته اول در شخصیت عمومی ساختمان تأثیر می­گذارند و سازمان­دهی سازه­ای، تناسبات، کیفیت موزون ساختمان (فضاهای پر در برابر خالی) و نیز وزن ساختمان را تحت تأثیر قرار می­دهند، در حالی که مصالح دسته دوم از نظر نوع و میزان کاربرد، تأثیری فوق­العاده بر هزینه کلی ساختمان دارند و از این­رو شاید از شاخصه­های بی­نظیر معماری کم­هرینه یا بالعکس پرهزینه به شمار آیند.

عموماً در انتخاب دسته اول مصالح مشکلی پیش نمی­آید. برخورداری از تجربه پایه­ای و تجربه کار در زمینه­ای مشخص و نیز پژوهش بنیادی درباره گونه­های مشخص ساختمانی می­تواند زمینه­هایی را برای انتخاب بهینه مصالح فراهم کند. البته در این مورد مشاوران سازه­ای نیز می­توانند کمک شایان توجهی برای معمار باشند. اما در مقابل، کاربرد مصالح در مقیاس خرد، مشکلات متعددی را در مورد انتخاب بوجود می­آورد، زیرا این نوع مصالح بر بافت عمومی ساختمان و لطایف بصری آن ـ چه در خارج و چه در داخل بنا ـ تأثیر می­گذارند. همچنین کیفیت مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد، سازگاری میان آنها و نیز سازگاری با مصالح سخت­تر بکاررفته در سازه بنا، بر کیفیت بصری ساختمان در طول زمان، در قالب فرسایش و مقابله با وضعیت­های جوی نیز تأثیر خواهد گذاشت. این موضوع به کاهش هزینه­های انرژی در درازمدت کمک می­کند و یا برعکس باعث افزایش آن می­شود.

بدین­ترتیب معمار بایستی در انتخاب مصالحی که در یک ساختمان مورد استفاده قرار می­گیرند، خصوصاً مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد معماری، توجه و دقت فراوانی از خود نشان دهد تا بتواند به نتایجی مقبول در عرصه معماری، از جنبه­های مختلف زیبایی­شناختی و کاربردی، دست یابد.

در بررسی رویکردهای معماران به کاربرد مصالح، با دو دسته از معماران روبرو می­شویم: معمار/ هنرمندان و معمار/ مهندسان. معمار/ هنرمندان اساساً به جنبه­های هنری معماری و اهداف کلان و فضایی توجه نشان می­دهند و چندان اعتنایی به ناکارآیی­های مصالح و ساخت ندارند. در مقابل معمار/ مهندسان مصالح و شیوه­های ساخت را تنها از دریچه اجرای بسیار دقیق آنها و عدم توجه به چارچوب اهداف کلان و زیبایی­شناسانه معماری مورد توجه قرار می­دهند.

با اندکی تأمل می­توان دریافت که رویکردهای اتخاذ شده توسط هر دو دسته یادشده از معماران، دربردارنده اشکالات متعدد و آثار بعضاً غیرقابل جبرانی است، بخصوص رویکردهای معمار/ مهندسان که بیشتر زیان­بار بوده و باعث سترونی معماری گردیده­اند. اما بایستی توجه داشت که ارزیابی دقیق هر پروژه از نظر کیفیت کاربرد مصالح، در بستر موضوعات فنی ـ راهبردی طراحی همچون تلاش معمار برای پاسخ دادن به مسائل بودجه­ای و نیز با در نظر گرفتن میزان حساسیت کارفرماها نسبت به کیفیت ساخت­وساز، امکان­پذیر است. از این­رو در بررسی رویکردهای معماران به کاربرد مصالح، بایستی حقایق و واقعیت­های موجود در جامعه حرفه­ای معماری را نیز مورد توجه قرار داد. متأسفانه در حال حاضر نادیده گرفتن تلاش­های اولیه فرایند طراحی، برای پاسخ دادن به مسائل بودجه­ای، به صورت نوعی روال درآمده است و در صورت بروز مشکل یا عدم موفقیت جزئیاتی مشخص یا شیوه­ای از ساخت، نظر نخست معمار دچار تغییر می­گردد. این امر نیز واقعیت دارد که برای پایین آوردن هزینه ساخت یا برآوردن خواست کارفرما (اغلب در محل ساخت)، بدون اندیشه و دقت لازم، جایگزینی­های زیادی در طرح­های ارائه­شده صورت می­گیرد. واقعیتی دیگر این است که اشتیاق معماران به خشنود کردن کارفرما ممکن است به نتایجی تأسف­بار بیانجامد که با فرارسیدن اولین زمستان و گذشت زمان مشکلات خود را در ساختمان نمایان کند.

با توجه به آنچه گفته شد، این سؤال مطرح می­گردد که واقعیت­های یادشده در جامعه حرفه­ای معماری معلول چه عواملی است و با در نظر گرفتن این حقایق، معماران چه شیوه­ای را باید در کاربرد مصالح در پیش بگیرند تا ضمن متقاعد نمودن کارفرما و برآوردن نیازهای او، بتوانند در روند پیشرفت معماری نیز سهیم و تأثیرگذار باشند؟

 

فرم در معماری


حواس پنجگانه
براساس تقسیم بندی ادواردتی هال در کتاب بعد پنهان :
حواس انسان در دوگروه قرار می گیرد که به طور اجمال می توان بصورت زیر آنرا طبقه بندی نمود .
۱- گیرنده های فاصله :که در ارتباط با درک اشیاء دور می باشند .چمشها ،گوشها ،بینی.
۲- گیرندهای بلا فاصله: که در ارتباط درک جهانهای نزدیک- جهان لامسه به کار می رود ، تا ثیراتی که ما از طریق پوست ، غشای خارجی اعضا و ماهیچه ها دریافت می کنیم.
مشخصه بارز روند تکاملی انسان ،توسعه ونمو ((گیرنده های فاصله )) یعنی بینایی وشنوایی بوده است بدین ترتیب بشر توانایی آنرا یافته تادرهنرهایی که این دو حس را بکار می گیرند به قدری ترقی بکند که باعث تحریم واقعی سایر فنون وهنرها شود .
دیداری وشنیداری
درروند زندگی روزمره ،مساحتی که یک گوش غیر مسلح می تواند بطور موثر تحت پوشش خود قرار دهد کاملاً محدود می باشد .گوش تا فاصله بیست پائی کارآیی بسیار زیادی دارد . در حدود یکصد پائی تنها امکان ارتباط صوتی یک طرفه ،آن هم با قدرت صوتی نسبتاً آرامتری در مقایسه با فاصله محاوره ای ، وجود دارد ،درعین حال که محاوره اوطرف هم به طور بسیارقابل توجه ای تغییرپیدا می کند .فرا تراز فاصله مذکوره علایم شنیداری که انسان از آنها تأثیر می پذیرد به سرعت کاهش می یابد .از طرف دیگر چشم غیر مسلح قادر است مقادیر مشابهی از اطلاعات را ازشعاع یکصد یاردی جمع آوری بکند وحتی یک فاصله یک مایلی هم برای ایجاد عکس العمل در انسان کارایی کافی دارد .
محرک هایی که باعث تحریک گوش وچشم می شود همان طور که از لحاظ کیفیت تفاوت دارند از لحاظ سرعت اثر نیز متفاوتند . نه تنها تفاوت عمده ای در میزان ونوع اطلاعاتی که این دوسیستم گیرنده حسی توان تبدیل آنهارا دارند،وجود دارد ،بلکه تفاوتهائی نیز ازلحاظ مقدار فضایی که می تواند بطور موثر توسط دو سیستم حس شود، مشاهده گردد . بنابراین فضای بصری ویژگیهای کاملاً متفاوتی نسبت به فضای شنیداری دارد .از طریق چشمها اطلاعات بسیار بیشتری به سیستم عصبی فرستاده می شود ومیزان آن نسبت به اطلاعاتی که از طریق شنوایی ولامسه دریافت می شود بسیار بالاتر است .اطلاعات تصویری نسبت به اطلاعات شنیداری ابهام کمتری ایجاد کرده است ووضوح بیشتری دارند .بینایی در جریان تکامل آخرین حسی است که تکامل یافته وبمراتب پیچیده ترین حس می باشد .
لامسه
دریافتهای فضایی مربوط به حواس بینایی ولامسه چنان باهم گره خورده اند که نمی توان آن دورا از هم سوا کرد .در تفسیر درک فضا هنرمندی به نام براک (Braque )تمایز بین فضای بینایی ولامسه را چنین بیان می کنند : فضای ((لامسه )) ناظررااز اشیاء جدا می کند در حالی که فضای (( بینایی )) اشیاء را از یکدیگر جدا می کند .با تأکید وتفاوت بین این دو نوع فضا وارتباط آنها با دریافت فضائی اظهار می کند که از دیدگاه ((علمی )) پرسپکتیو چیزی وگول زدن چشم نیست - یک تدبیر بد - به هنرمند این امکان را نمی دهد تا تجربه کامل از فضا را انتقال دهد .
جمیز گیبسون (James gibson ) روانشناس هم ،بینایی را با لامسه مرتبط می داند .او اظهار می دارد که اگر مااین دو رابه عنوان کانالهای ارتباطی در نظر بگیریم در این حالت اشیاء با استفاده از هردو حس ،بصورت جدی مقطع برداری می شود وجریان تأثیرات حسی تقویت می شود .گیبسون بین لامسه فعال (لمس کردن ) تمایز قایل می شوند .او بیان می کند که لامسه فعال افراد را قادر می سازد تا اشیاء انتزاعی و مطلق که قبلاً از نظر گذشته بودند با ۹۵ درصد دقت دو مرتبه به خاطر آورده شوند . در مورد لامسه غیر فعال این امکان تنها با ۴۵ درصد دقت می رسد مایکل با لینت(michael balint ) نویسنده نشریه بین المللی روانکاری در جهان ادراکی متفاوت را که یکی مر تبط با بینائی که فضا در آن مساعد بوده اما پر از موجودات غیر قابل پیشگوئی و خطر ناکی مانند ((انسان)) است ، می داند.
بافت حتی موقعی که به صورت معرفی می شود ، بطور عمده بوسیله حس لامسه ارزیابی واحساس می گردد. خاطره های حاصله از حس لامسه است که ما را قادر به درک وارزیابی بافت می کند . تا کنون ، تنها تعداد بسیار قلیلی از طراحان نسبت به اهمیت بافت ، توجه بیشتری را نشان داده اند ، واز استفاده از آن در معماری عمدتاً بر حسب تصادف و بدون قاعده می باشد .
ارتباط انسان با محیط اطراف او تابعی است از مجموعه سیستم خواص چند گانه اش . احساس بشر از فضا ارتباط نزدیکی با دریافت و درک او از حواس خویش دارد ، که آن هم در عکس العمل بسیار نزدیک با محیط اطراف او می باشد بشر می تواند به عنوان موجودی در نظر گرفته شود که دارای جنبهای بصری ، حرکتی، دمائی و ملموسی از نفس خویش باشد که ممکن است توسط محیط اطرافش مهار شده ویا تقویت گردد.
” بنابراین موضوع زیبائی شناسی لذتی است که از برداشت دیداری ، شنیداری ، بویائی ، لامسه ای محیط حاصل می شود.” (لنگ، ۱۳۸۳).
احساس درونی از فرم: در این نوع ادراک فرم ساختمایه های ذهنی بسیار مو ثرند هر فرد ادراکاتش بسته به محیطی که در آن رشد کرده و غالب های ذهنی اش بسته شده با افراد دیگر متفاوت است.برای نمونه احساسی که یک ژاپنی از اتاق چائ دارد بسیار با ادراک ما از محیط متفاوت است. سا ختمانه های ذهنی وی درکی وسیع تر از آن محیط ایجاد می کند که در ورای فرم مادی محیط قابل بحث است ولی یک غربی از فضای اتاق چائی جز ابعاد و فرم ظاهری چیز دیگری را احساس نمی کند نمونه قوی تر این مساله در مقایسه ادراک یک ایرانی از مسجد شیخ لطف الله و یک خارجی وجود دارد ما وقتی به فضائی مسجد نزدیک می شوید علاوه بر جنبه ظاهری فرمها که بر احساس ما تاثیر می گذارند ، نوعی حس تقدس نیز بر برداشت ما از آنها تأثیر می گذارند. این حس تقدس در ساختمایه های ذهنی ما از کودکی شکل گرفته است ، ولی احساس یک غربی از همان فرم نمی تواند این حس تقدس را اگر نگوییم کاملاً ولی با همین شدت برایش بوجود آورد.
فرم
” در زیباشناختی فرم یا صورت تظاهر حسی وواضح یک شئ است واین بیانی است که خود را در معرض قضاوت قرار می دهد .فرم یاصورت در طبیعت مستند هستند یعنی متأثر از محتوای خود هستند. پس از صورت از پیش داده شده است ونمی توان به میل خود آن را تغییر داد.” (گروتر ،۱۳۸۳ )
آدورنو می گوید : ” صورت چنانچه از خود لفظ پیدا ست فرم یک ((چیز )) است وخود آن (( چیز)) اجازه ندارد به تکراربی مورد خود منجر شود .”
” شکل دادن یعنی پردازش اشکال واین بدان معنی است که فرم به گونه ای انتخاب شود که با محتوا وایده طرح تطابق داشته باشد . براین اساس شکل پردازی صوری با توجه به فرم ، وابسته به عوامل گوناگون است. به عنوان مثال فرم یک گشودگی در یک دیوار بایستی تابع جنس وساخت دیوار نیز باشد :گشودگی در یک دیوار آجری احتیاج به قوس دارد .در حالی که در دیواری از فولاد وشیشه گشودگی زاویه دارد مناسب تر به نظر می رسد .فرم یا صورت متأثر از محتوا است .” ( گروتر ،۱۳۸۳ )
به قول آدورنو : ” میزان موفقیت زیباشناختی تابعی است از میزان موفقیت فرم در انتقال محتوا .”
” فضا به وسیله عناصری که آن را محدود کرده اند مشخص یا اصطلاحاً تعریف می شود. این عناصر وارتباطشان با یکدیگر هستند که شخصیت یک فضا را می سازند وبه فضا فرم می دهند. اگر بخواهیم نظم در دنیای بی نهایت وسیع فرم ها بوجودآوریم به ناچار اولین قدم تقسیم فرم ها به دو دسته فرم های باقاعده وفرم های بی قاعده است .
فرم های باقاعده تابع قوانین هندسی هستند .پیام این فرم ها دارای حشوزیاد است .چراکه قابلیت پیش بینی در آنها زیاد است .ذهن می تواند با اطلاعات بسیار کمی این فرم ها راتکمیل وبازسازی کند .
فرم های باقاعده دارای استخوان بندی یاساختار هستند ،قواعد فرم ها رابطه بین تک تک اجزاء هر فرم را مشخص کرده اند .ادرات شکل یا جستجوی ساختار- که می تواند مثلاً یک محور تقارن یا طول های متشابه اضلاع یا زوایا یا کانون ها وغیره باشد - آغاز می شود .ساختار به ندرت برخطوط تشکیل دهنده شکل منطبق است واغلب بالا فاصله قابل تشخیص نیست چراکه اغلب فاقد نقاط وخطوط است .معهذا در فرایند ادراک شکل ساختار می تواند از تمامی خطوط تشکیل دهنده شکل مهمتر باشد
فرم های بی قاعده فاقد ساختار است .این فرم قابل پیش بینی نیست وبه این دلیل بدیع است .اما به دلیل اینکه هر پیام بدیعی نیز بایستی در ارتباط با پیام های قبلی باشد واگر اینطور نباشد برای ما قابل درک نیست، ما فرم های بی قاعده را بر اساس قانون تجربه در ارتباط با فرم های نظیرش که برای ما شناخته شده هستند می بینیم یا به عبارت دیگر تصویری را در ذهن ما تداعی می کنند .فرم های بی قاعده بیننده را وادار به خیال پردازی می کند هرچه فرم عرضه شده به بیننده غیر عادی تر باشد ،بیننده بیش تر در دنیای خاطراتش به دنبال چیزی می گردد که با این فرم غیر عادی قابل قیاس باشد .
فرم های با قاعده به ما مجال ساده کردن می دهند ولی فرم های آزاد قابل ساده کردن نیستند بلکه محتاج تداعی هستند .فرم های باقاعده دارای اطلاعات معنایی بیشتری بوده ولی فرم های بی قاعده دارای اطلاعات زیبا شناختی بیشتر. ” (گروتر، ۱۳۸۳ )
فرم مفهومی است ذهنی وبرای اینکه بتواند وجود داشته باشد احتیاج به چیزی است که بتواند ان فرم را نشان دهد .وقتی صحبت از انواع فرم می کنیم بایستی از خود بپرسیم فرم چگونه قابل شناسایی است . فضا چیزی سه بعدی وطبیعتاًٌ شکل آن نیز سه بعدی است . عناصر تعیین کننده فضا لااقل از نظر احساسی معمولاً سطوح ۲بعدی هستند که به نوبه خود عناصرتعیین کننده آنها خطوط هستند . 


معماری جانوران

تنها انسان نیست که برای محیط زندگی خود از طرح و رنگ استفاده می‌کند جانورانی هم هستند که محیط زندگی خود را به زیبایی می‌آرایند

 

 

 
نوعی پرنده با تزئین لانه خود با اشیاء رنگی جنس مخالف را به سمت خود می‌کشد

 

 


نوعی زنبور برای ساخت خانه خود از گلبرگ استفاده می‌کند و این خانه های زیبا که به ساندویچ گل معروفند را به وجود می‌آورد


خرچنگ دکوراتور خود را با انواع صدف‌ها مرجان‌های رنگارنگ تزئین می‌کند


این شکل عجیب در واقع پیله یک شاپرک است که به‌زودی از کلبه خود بیرون می‌آید و پرواز می کند


عنکبوت‌ها با هجوم به درختان این صحنه را در پاکستان به‌وجود آورده‌اند


موریانه‌ها برای سکونت گروهی چنین سازه‌های زیبایی را درست می‌کنند


یک نوع زنبور لانه ای رنگارنگ برای خود می‌سازد

بادکنک ماهی در اعماق آب برای جذب جنس مخالف خود این طرح‌های زیبا را به‌وجود می‌آورد


ویلا های مدرن
مدرن ترین ویلاها در جهان.


panahgahe3.bmp (450×337)2011-1-3-Ardesco-Houses-Teget-Architectural-Office-01.jpg (550×366)85262039479058034531.jpg (700×525)outdoor-deck-3.jpg (500×339)Luxury-Villa-Unique-Shape-Architecture-Plan.jpg (670×411)24801297632488_sooran_ebzzoyp8.jpg (480×561)Luxury Rental Villa with Wonderful Views in South Africaunique-and-luxury-villa-design-with-modern-outdoor-pool.jpg (670×377)villa-for-sale-cap-dantibes-view-175p.jpg (800×549)Modern+villa+designs.+(1).jpg (402×290)


معماری خلاقانه

معماری در اصل بروز دادن خلاقیت است . و شما در عکس های زیر خلاقیت های متفاوتی را خواهید دید. بعضی عکس ها به دلیل حجم و اندازه زیاد ناقص نشان داده شده برای دیدن عکس کامل در کامپیوترتون save image as کنید. 

                            10001.jpg (468×312)120406_06.jpg (400×425)01.jpg (600×386)        *****


stuartweitzman.jpg (400×266)ateliereen-01.jpg (450×450)khal.jpg (300×225)معماری-خلاقانه.jpg (253×504)08.jpg (570×380)fyf-residence-06.jpg (530×395)ETFE-ArchitecturalMaterial-5.jpg (400×267)01.jpg (468×468)eqvi84ewbwk2it3e5idh.jpg (325×345)IDPEC-Main.jpg (600×415)chemosphere.jpg (419×268)e21.jpg (300×225)nanyang9.jpg (537×298)Vincent_Callebaut_Lilypads_3_S.jpg (1280×962)Lotus_temple.jpg (800×532)inte11.jpg (300×300)lus.jpg (300×425)478964.jpg (450×341)85127211748428524342.jpg (600×450)472ddfb.jpg (413×315)zha_edifici-campus-barcelona-2.jpg (450×337)


راندو
در پست امروز عکس هایی از طراحی راندو را گذاشتم . راندو بیان گر خلاقیت معماران است. معماران میتوانند بر اساس سلیقه و علاقه های خود راندو را طراحی کنند.

lofts_architectural_rendering.jpg (760×588)014.jpg (731×600)img1.jpg (800×550)218290_mo.jpg (250×143)اسکیس وراندو 1.jpg (251×201)6c4qihc.jpg (640×462)4bizs79.jpg (635×480)34ywbbb.jpg (450×287)13155661833.jpg (440×323)town_center_architectural_rendering.jpg (748×550)2dh8hnr.jpg (900×626)aerial_hotel_development_architectural_rendering.jpg (800×459)68251478408845677737.jpg (1156×824)high_rise_perspective_architectural_rendering.jpg (668×580)fitz_traumarm_sketch2.jpg (396×255)9vkvpk.jpg (413×298)


زندگی نامه محمد کریم پیرنیا

زندگینامه : محمد کریم پیرنیا (1299 -1376)

زندگینامه : محمد کریم پیرنیا (1299 -1376)
محمد کریم پیرنیا در سال1299در شهر به دنیا آمد.

او دوران دبستان و دبیرستان را در شهر یزد گذراند و در دوره ابتدایی نخست در دبستان "اسلام" و سپس در مدرسه‌ای دولتی به نام مدرسه" نمره دو" تحصیل کرد و تحصیلات دوره‌ دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر گذراند.

او سپس برای ادامه تحصیل در دانشگاه به تهران آمد؛ اما بعد از مدتی رشته ادبیات را رها کرد و در نخستین کنکور دانشکده هنرهای زیبا شرکت کرد و قبول شد.

او در این دوره همکلاسی افرادی همچون مهندس سیحون، مهندس صانعی، مهندس دولت آبادی، مهندس کریمان و مهندس ریاضی بود که امروز به عنوان چهر‌های شناخته شده‌ای در این عرصه از آنها سخن رفته است.

در آن زمان در دانشکده هنرهای زیبا توجه چندانی به معماری ایرانی نمی‌شد و بیشتر گرایش به سمت معماری غربی بود و از نمونه بناهای یونانی و سایر آثار اروپایی برای تمرین‌های درسی استفاده می‌شد.

این موضوع چنان که پیرنیا در گفته‌هایش بر آن تاکید کرده، موجب رضایت خاطر او قرار نگرفت و سرانجام دانشکده هنرهای زیبا بدون آن که تحصیلات خود را به اتمام برساند، ترک کرد و به بررسی‌ و تحقیقات فردی خویش متکی شد.

پیرنیا خود در این باره گفته است:" علاقمندی من به معماری ایران از دوران کودکی شروع شد.هنگامی که به دانشکده وارد شدم نیز نظرم همین بود.

در دانشکده رسم بر این بود که "اردهای" یونانی را کپی کنیم. تنها کسی که آنها را نکشید من بودم. برای نمونه، تمرین دیگر طراحی پاسیو و ایوان بود که من آنها را با قوس تیزه دار"آژیو" کشیدم که نمره اول شد.

بعدها که با کمال تاسف مشاهده کردم این نوع کارها را در دانشکده مسخره می‌کنند از آنجا دل بریدم و به کارهای مورد علاقه خود پرداختم".

دنباله خود باختگی‌هایی که از زمان قاجار آغاز شده بود و در زمان ناصرالدین شاه به حد اعلای خود رسیده بود، در دانشکده به شدت به چشم می‌خورد، به نحوی که از هر چیزی که ایرانی بود به شدت پرهیز می‌کردند؛ حتی طرح خانه ایرانی و... .

پیرنیا در این مسیر تلاش کرد تا با بررسی بناها و گفتگو با معماران و استادکاران قدیمی برخی از ویژگی‌ها و اصول معماری ایرانی را مورد شناسایی قرار دهد و به تدریج حاصل برخی از آن‌ها را طی مقالاتی که تدوین کرد، در اختیار عموم قرار داد.

خودش گفته است:" من سال اول دانشکده‌ام را با چهار پروژه تمام کردم که همه آنها نمره اول شد و مدال گرفت. تقریبا نیمی از سال بیکار بودم و بعد هم که دیدم در آنجا خبری نیست به دنبال پیرمردهایی که خوشبختانه آن موقع زنده بودند و از آنها بسیار آموختم".

او از سال 1344 تا مدتی پیش از انقلاب به عنوان معاون فنی سازمان حفاظت آثار باستانی در زمینه ترمیم، تعمیر و احیای بناها و آثار باستانی فعالیت کرد و مدتی در دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه شهید بهشتی به تدریس معماری ایرانی مشغول بود.

با توجه به کمبود اسناد و متون مربوط به معماری ایران در دهه‌های پنجاه و شصت هجری شمسی، حاصل تلاش‌ها و بررسی‌های استاد پیرنیا بسیار ارزشمند و سودمند بود و ایشان به درستی موفق شد دیدگاهی مثبت و ارزنده نسبت به معماری ایرانی پدید آورد. 
پیرنیا علاوه بر اطلاعات بسیار سودمند و ارزشمندی که در حوزه معماری ایرانی تألیف و فراهم کرده بود، به صورت خاص در سه مورد نکاتی و مباحثی را طرح کرد.

او شمار فراوانی از واژه‌های کهن و قدیمی در زمینه معماری را گردآوری کرد.

موضوع دیگری که او مورد توجه قرار داد، سبک‌شناسی معماری ایرانی است.

این معمار، 6 سبک در معماری ایرانی از دوران باستان تا دوران قاجار را دسته بندی کرد که عبارت از سبک پارسی، پارتی، خراسانی، رازی، آذری، اصفهانی است.

اما موضوع سوم در تحقیقیات ایشان اشاره به اصول معماری ایرانی است.

او در گفت‌وگوهایی عنوان کرده است:"معتقد بودم که نباید در معماری ادا درآورد. خیلی جاها گفته‌ام که برای معماری ایرانی و یا اسلامی، ادای معماری زمان صفوی را درآوردن غلط است.

همیشه معماران ما از پیشرفته‌ترین فن (تکنیک) زمان بدون تعصب اینکه از کجا آمده است بهره برده‌اند. به همین دلیل است که معماری شیوه رازی از زمان سلجوقی با شیوه اصفهانی از زمان صفوی متفاوت هستند.

تا وقتی که زمان خود باختگی شروع شد و پیوندمان با هنر خودمان گسسته شد. در هر حال باید منطق معماری گذشته را نگاه داریم".

احیای سر در باغ فین، تعمیر مسجد جامع ورامین، مرمت سر در شاه عبدالعظیم، احیای "مسجد کبود" تبریز و "باغ دولت آباد" یزد، بازسازی مسجد فهرج و ایوان "سید رکن الدین" یزد از جمله کارهایی است که در کارنامه پربار پیرنیا می‌توان به آن اشاره کرد.

علاوه بر معماری که حوزه تخصصی پیرنیا محسوب می‌شد، او در ادبیات، نقاشی، خوشنویسی و موسیقی نیز دستی داشت و نظریه معروفش درباره "چهار اصل مشترک هنرهای ایرانی ـ اسلامی" نیز از همین آشنایی با دنیای متنوع فرهنگ و هنر ایرانی ـ اسلامی، نشأت می‌گرفت.

او همچنین به زبان‌های عربی و عبری احاطه داشت و زبان فارسی پهلوی را به خوبی می‌دانست و با خط میخی نیز آشنا بود.

پیرنیا سرانجام 9 شهریور 1376 پس از یک دوره بیماری طولانی درگذشت و در دانشکده معماری دانشگاه یزد به خاک سپرده شد.


زندگی نامه محمدامین میرفندرسکی

زندگینامه : محمد امین میر فندرسکی (1310-1388)

زندگینامه : محمد امین میر فندرسکی (1310-1388)

محمد امین میرفندرسکی متولد 1310 گرگان است.

او دکترای معماری و شهرسازی را از دانشکده معماری دانشگاه دولتی فلورانس ایتالیا در سال 1341 اخذ کرد و تا سال 1342 استاد یار داوطلب در داشگاه معماری فلورانس بود.

او سرپرست دانشکده هنرهای زیبای تهران و استاد مدعو دانشگاه معماری کمبریج انگلستان بوده است.

میرفندرسکی سیستم قدیمی آموزش هنر معماری را که از سال 1319 تا 1348 ادامه داشت، متحول کرد و سیستم آموزشی جدیدی را در این هنر بنیان گذاشت.

میر فندرسکی با تسلط به تئوری و تاریخ هنر و معماری، توسعه اندیشه هنری درنظام آموزش را پایه ریزی کرد.

وی مطالعات و تالیفات گسترده و متعدد در زمینه‌های تاریخ عمومی ایران، تاریخ هنر، تاریخ معماری و هنرهای تصویری داشته است که از آن میان می‌توان به چاپ مجموعه شش جلدی در مورد مرکز تاریخی اصفهان ، کاشی در معماری ایران و باغ ایرانی را نام برد.

از دیگر کارهای محمدامین میرفندرسکی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

استادیار و دانشیار دانشکده هنرهای زیبا - دانشگاه تهران (56-1342)

رئیس دانشکده هنرهای زیبا - دانشگاه تهران (50-1347)

استاد مدعودانشکده معماری کمبریج انگلستان (68-1361)

بنیان‌گذار اندیشه نو در آموزش هنر و معماری و ایجاد هم پیوندی بین آموزش معماری، هنرهای تصویری و نمایشی و موسیقی و... .

این هنرمند معمار در آستانه چهلمین سالگرد تحول دانشکده هنرهای زیبا صبح روز چهارشنبه 20 خرداد بر اثر بیماری سرطان در بیمارستان ایرانمهر تهران از دنیا رفت و با حضور اندک معماران ایرانی 23 خرداد ماه از مقابل خانه هنرمندان ایران تشییع و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.

این معمار گرگانی بیش از 40 سال تلاش کرد تا بتواند اندک تغییر و تحولی هم در آثار ساخته شده، هم در تفکر اساتید و هم در سیستم آموزشی رشته معماری در دانشگاه‌های ایران ایجاد کند.

او "مرد معماری و مرمت ایران" لقب گرفته بود.


زندگی نامه محمدرضا جودت

زندگینامه : محمدرضا جودت (1318-)

زندگینامه : محمدرضا جودت (1318-)

محمدرضا جودت متولد سال 1318 اردبیل است.

او در سال 1340 در دانشکده هنرهای زیبا رشته‌ نقاشی را ناتمام رها کرده و وارد رشته‌معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) شد.

مهندس جودت، معلم یک نسل از معماران ایران است.

او در کارنامه خود 7 جلد کتاب در سری مجموعه مقاله‌های معماری و شهرسازی با عنوان‌های:"تومعماری را ترسیم می‌کنی و لی من آن را می‌سازم"، "معماری دیکانستراکشن، معماری و دیکانستراکتیویست"، "نومدرن‌ها کجایند؟"، "معماری قدیم و جدید ژاپن"، "ده پرسش از 8 معمار"، "شش مفهوم در معماری معاصر"، "هنر معماری فضا در عصر الکترونیک"دارد.

جودت از موسسان و مدیران تالار قندریزان (ایران)، عضو هیات علمی دانشگاه معماری دانشگاه شهید بهشتی، از موسسان و مدیران و مهندسین مشاور شهربد و از موسسان و مدیران مهندسین مشاور محمد‌رضا جودت و همکاران، مجله معماری و شهرسازی 1374 تا 79 ، صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه‌ معماری ایران بوده ‌است.

مطالب قبلي