اسکیس

همانگونه که جهت ارایه یک متن ادبی از قلم و سخن استفاده می کنیم و ارایه خوب آن بر حسب اینکه چگونه از کلمات بهره بگیریم و فکر را در قالب آن جای دهیم مشخص خواهد شد در معماری نیز وسیله ارایه ترسیم وطراحی می باشد که بر حسب مهارتمان در نوع ترسیم می توانیم محتوا و مفاهیم فکری معمارانه را در قالب یک طرح معماری به بیننده منتقل کنیم . مسلم است که هر چه نحوه ارایه بهتر و قویتر باشد یعنی مفهوم و خواسته مان را بهتر معرفی و ارایه نماییم بیننده و سفارش دهنده راغب تر خواهد شد و اگر موضوعی به صورت مسابقه در بین عده ای از معماران برگزار شود و ضوابط درست در انتخاب آن به کار رود معمولا هییت قضاوت کننده به آن توجه بیشتری خواهند کرد که کار را با ارایه معمارانه و کیفیتی بهتر و جذابیت خاص آن عرضه کرده باشد .

فلسفه اسکیس در معماری و برگزاری برنامه آموزشی برای آن بر اساس همین نگرش می باشد . چون اگر یک معمار خوب و درست فکر کند و قادر نباشد افکارش را به نحو شایسته و صحیح  منتقل نماید در اجتماع     حرفه ای موفق نخواهد بود .

اصول اولیه اسکیس در دروس پایه ایی معماری گنجانده شده است . طراحی دست آزاد و هندسه و پرسپکتیو عوامل اولیه جهت تمرین و بدست آوردن مهارت اولیه می باشد .

حال ببینیم اسکیس چیست و چگونه می توان به مهارت های قابل قبول در آن دست یافت .

اریه فکر اولیه ای که بتواند مفاهیم اصلی کار را نما یش دهد را اسکیس می گویند بنابراین نه تنها در معماری بلکه در تمامی رشته های هنرهای تجسمی نیز اریه اسکیس از اهمیت خاصی برخوردار می باشد ولی بهتر است هر رشته از وسایل تخصصی خود در اریه آن بهره ببرند .

یک نقاش می تواند انواع رنگها قلم موها و وسایل ترسیم را در اسکیس خود به کار ببرد در صورتی که یک معمار لزوما نیازی به آن سبکها و وسایل آن نقاش نخواهد داشت ولی آنچه بدیهی است اینکه مدت زمان طراحی و ارایه یک اسکیس بر حسب ابزار بکار رفته می تواند متفاوت باشد . در هر صورت یک معمار موظف خواهد بود که در مدت زمان ارایه اسکیس را تقلیل دهد و مهارت خود را به یک حداقل قابل قبول زمانی و کیفی برساند .

به همین منظور است که در دانشکده معماری اسکیس را به صورت مسابقه با یک مدت زمان محدود برگزار می کنند .

مهمترین عامل در دستیابی به مهارتهای لازم و ارایه اسکیس موفق علاقه توام با کوشش و تمرین مداوم است .

این دو عامل کمبود استعداد فرد را جبران می کند . اگر چه استعداد عامل مهمی است که پیشرفت انسان در هر زمینه ایی که از آن برخوردار باشد در زمان کوتاهتر از حد طبیعی تضمین می کندولی کمبود آن با دو عامل ذکر شده فوق جبران پذیر است . تمرین در طراحی  به خصوص طراحی دست آزاد قاعدتا باید قبل از شروع تحصیل در معماری آغاز کرد و اگر کسی پس از قبولی در رشته معماری تمرین در این زمینه را آغاز کند و آنرا جدی بگیرد به سرعت از مواهب آن بهره می گیرد .

عامل دیگری که در مراحل اولیه یاری دهنده دانشجو در یادگیری اسکیس می باشد مطالعه و مشاهده کارهای خوب و تقلید از تکنیک و روشهای بکار گرفته شده آنهاست .

مسلما در مراحل پیشرفته این روش کاربرد خوبی نخوهد داشت چون یک معمار پس از طی تجربه های گوناگون باید خود به روش خاصی با کیفیت مطلوب دست یابد و به اصطلاح صاحب سبک شود بنابر این نحوه ارایه کارهایش نیز باید شناسنامه داشته باشد.


اسکیس چیست ؟                

برای اسکیس تعاریف متعددی را می توا ن بیا ن کرد :

اسکیس در حقیقت انجماد یک ایده د رحال عبور از ذهن است .

اسکیس طراحی تند , سریع و ساده است .

اسکیس یک ابزار است تا ما بتوانیم ایده ها و افکار درون ذهنمان را منصه ظهور برسانیم .

اسکیس باز گو کننده یک سلسله تفکرات است که در ذهن معمار یا طراح وجود دارد و از طریق فرآیند طراحی به واقعیت می پیوندد .

اسکیس طراحی دست آزاد است ، دستی فارغ از هرگونه ابزار ،  جز قلم برای کشیدن ، دستی توانمند و هماهنگ با ذهن .

ویژگی های یک اسکیس

یک اسکیس می تواند نحوه فکر کردن طراح را نسبت  به موضوع طراحی بیان کند .

اسکیس به دور از هرگونه دروغ است و ما صادقانه هر آنچه که در ذهن خود می بینیم را به روی کاغذ می آوریم .

اسکیس نوعی بیان معماری و بهتر از آن معمارانه است و از اصالت بالایی در این رشته و سایر رشته های هنر های تجسمی بر خوردار است و ابزار مناسبی  برای خلق و بیان ایده ها می باشد .

ذات اسکیس طراحی تند ، سریع می باشد ، پس گاهی ممکن است که یک اسکیس دارای خطوط زیاد باشد .

اسکیس ها  کمک خواهند کرد تا ما بیشتر در مورد ایده های خود فکر کنیم و آن ها را بررسی نماییم و بیشتر به پرورش و رشد آن ها بیاندیشیم .

گاهی اوقات  در برخی  از اسکیس ها و اتود های   شخصی و اولیه ممکن است اغراق   وجود داشته باشد  البته این مورد در مراحل اولیه  کار امری است شخصی و  برگرفته از بینش طراح ،  که در مراحل بعدی بر طرف خواهد شد .    

خلاصه آن که :

ما به عنوان یک دانشجوی معماری یا معمار و یا طراح باید  نوعی تفکر منطقی  و قوی نسبت به موضوع طراحی داشته باشیم و در حقیقت ایده ها و افکار را بتوانیم در راستای اهداف والا خلق و پرورش دهیم .

حال اگر قدرت بیان آن را توسط دست آزاد و ابزار اسکیس نداشته باشیم ناچاراً به طرق دیگر ایده و فکرمان را بیان می کنیم مثلاً از ساخت ماکت و یا طراحی دو بعدی و سه بعدی رایانه ای و یا دست با ابزار ( مسلح ) کمک می گیریم . مهم این است بتوانیم فکرمان را بیان کنیم بیانی معمارانه .

اگر ما قادر باشیم  اسکیس های با گرافیک بالا و یا به اصطلاح زیبا و با رنگ و لعاب و در سطح حرفه ای ارائه کنیم ، اما پشت این خطوط به ظاهر زیبا فکر و مبانی نظری و هدف نداشته باشیم در واقع کاری بیهوده و عبث انجام داده ایم و خود را گول زده ایم و این گونه ترسیمات هیچ گونه جایگاهی برای رشد نخواهند داشت . پس بهتر است اول چگونه فکر کردن را بیاموزیم و بعد چگونه خلق کردن و چگونه ارائه کردن را.حالا چند نمونه از کار هارا ببینیم.


 
 
 

مطالب قبلي